حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
156
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
ذيحجه شد ، پس از پايان قرائت مجلس شريف « 1 » بر يك عده از مستجيبان « 2 » دعوت فاطمى ، كثّرهم اللّه ، مردى از گروه فريبكاران كه عادت به اينگونه مجالس نداشت ، به همراه يك مستجيب كه از ياران ما بود بر اين بنده وارد شد . پس ، هر دو اندكى نشستند . آن مرد از جيبش نسخهاى از « هدايه » كه از مقام اشرف صادر شده بود ، بيرون آورد ؛ و آن نسخه از آن مستجيب بود كه به او داده بود تا مطالعه كند . مستجيب آن را بهطور خصوصى براى آن مرد خواند . وقتى مرد از مضمون آن با خبر شده بود ، امر بر او مشتبه مىشود و در تنگنا قرار مىگيرد و همچنان اين حال را داشت تا اينكه نزد فرمانرواى ستمگر خود رفت و از او خواست تا پاسخ مطالب مندرج در رساله مزبور را داده ، او را از گرفتارى نجات دهد كه او هم پاسخ آن را در آخر « هدايه » مىنويسد . زيرا قسمت سفيد رساله گنجايش اين مطالب را داشت » . سپس رديهء نزاريان به « هدايه » به دنبال آن آمده است . آشكارا پيدا است كه اين رديه - علىرغم مختصر بودنش كه از يك صفحهء كتاب مجموعه الوثائق الفاطميه ، تجاوز نمىكند - متن كامل رديه بوده است . همچنان كه اين مطلب از سخن رديهء فاطمى به اينكه جواب نزاريان بر رديهء فاطميان در بقاياى قسمت سفيد از نسخهء « هدايه » درج شده بوده است ، استنباط مىشود . ملاحظه مىكنيم كه نزاريان به اينكه آنها اين گروه را به حشيشى توصيف كردهاند ، پاسخى نمىدهند و از كنار اين توصيف ، بزرگوارانه مىگذرند . اين نشان مىدهد كه نزاريان از اين وصف ، اتهام مصرف و استعمال حشيش ، مادهء مخدر معروف را
--> ( 1 ) - داعيان اسماعيلى در عهد فاطميان مجالسى منعقد مىكردند كه « مجالس شريفه » ناميده مىشد . در اين مجالس سخنرانىهايى ايراد مىشد كه سخنران در طى آن مطالبى دربارهء مذهب و اصول اعتقاديشان بيان مىكرد . ( 2 ) - منظور از مستجيب ، پيروان معمولى در سلسله مراتب فاطميان بوده است ( م ) .